محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

89

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

بطليوس رفت و ده ماه در آنجا درنگ كرد و اوضاع آن به سامان آورد ، تا آنگاه كه امير تبعيدى را وسايل بازگشت مهيا شد . المتوكل در حالى كه مقدارى گزاف از اموال و ذخاير ابن ذو النون را با خود حمل مىكرد از شهر بيرون آمد . « 12 » آلفونسوى سوم در اين مدت همچنان طليطله را زير فشار گذاشته بود و پىدرپى حمله مىكرد و مزارع و قوت مردم را نابود مىنمود و اين برنامه‌اى بود براى استيلاى بر آن . القادر يحيى بن ذو النون تا آنجا كه در توان داشت در برابر دشمن مىايستاد و از همسايگان مسلمان خود يارى مىطلبيد ؛ ولى كس به فريادهاى دادخواهى او گوش نمىداد و به يارى او قدمى به پيش نمىنهاد . تنها از آن ميان ، المتوكل بن الافطس براى رويارويى با لشكر قشتاله لشكر در حركت آورد . جز آنكه آلفونسوى ششم نمىخواست در معركه‌هايى بزرگ خود را درگير كند ، ترجيح چنان ديد كه فعلا لشكر بيرون برد تا فرصت ديگرى به دست آيد . ولى هنوز چند سالى نگذشته بود كه مملكت بنى ذو النون دچار شوربختى شد و آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله بر طليطله مستولى گرديد . اين واقعه در محرم سال 487 ه / 1085 م اتفاق افتاد و ما در جاى خود به شرح آن خواهيم پرداخت . پادشاه قشتاله در اثر فرود آوردن اين ضربت جانكاه بر مسلمانان توانايى يافت كه با ديگر امراى طوايف به منازعه برخيزد و همه را يكى پس از ديگرى از ميان بردارد . آلفونسو پس از اين پيروزى نزد المتوكل عمر بن محمد هم رسول فرستاد و تسليم برخى قلاع او را خواستار شد و خواستار كه جزيه به گردن گيرد و او را تهديد كرد كه اگر سر برتابد عواقبى سخت در انتظارش خواهد بود . از آن پس كه طليطله سقوط كرده بود ترديدى در تحقق آن تهديدها نبود ؛ زيرا طليطله به منزلهء دژ اندلس بر كنار رود تاجه بود و اين اولين بار بود كه مسيحيان از رود تاجه مىگذشتند . با وجود اين المتوكل از آن تهديدها بيمى به دل راه نداد و پاسخى قوى و در عين‌حال دورانديشانه داد كه حاكى از دليرى و غرور و فرزانگى او بود . « 13 » المتوكل ، قاضى خود علامه و فقيه بزرگوار ابو الوليد الباجى را فرمود كه

--> ( 12 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 180 . ( 13 ) . عين نامه در الحلل الموشيه آمده است ( تونس ، 1329 ه ) ص 20 - 22 .